1394-07-10 17:39
1063
0
21371
غلامرضا خارکوهی - تاریخنگار انقلاب اسلامی

بازشناسی لایه های پنهان غدیر از زبان امام خمینی (ره)

با گذشت 14 قرن از واقعه غدیر که رسول خدا-ص- در حجه الوداع امام علی- ع- را به عنوان جانشین بلافصل خود برای زعامت و حکومت اسلامی برگزید، تاکنون این رویداد بی نظیر تاریخی از سوی اندیشمندان مسلمان اعم از شیعه و سنی تفسیرها و تحلیلهای مختلفی شده است.

به گزارش گلستان ما ؛ با گذشت 14 قرن از واقعه غدیر که رسول خدا-ص- در حجه الوداع امام علی(ع) را به عنوان جانشین بلافصل خود برای زعامت و حکومت اسلامی برگزید، تاکنون این رویداد بی نظیر تاریخی از سوی اندیشمندان مسلمان اعم از شیعه و سنی تفسیرها و تحلیلهای مختلفی شده است. اما تفسیر حضرت امام خمینی- ره- از واقعه غدیر حلاوت دیگری دارد که موجب شیرین کامی تشنگان راستین معارف الهی می شود خواه از جرگه شیعیان باشد و خواه از جرگه اهل تسنن .

*********

بسم اللَّه الرحمن الرحيم‏

پيام غدير، ولايت و حكومت‏

اميدوارم ان شاء اللَّه، اين عيد مبارك به همه ملتهاى مظلوم و بخصوص به ملت شريف ما مبارك باشد. خداوند ان شاء اللَّه كه با عنايات خاصه خود نظرى به اين ملت بزرگ كه بايد گفت پرچمدار اسلام در اين عصر هستند، به اينها عنايت خاصى بفرمايد و آنها را از عنايات خاصه خود نصيب بزرگ عنايت بفرمايد.

من درباره شخصيت حضرت امير چه مى‏توانم بگويم و كى چه مى‏تواند بگويد؟ ابعاد مختلفه‏اى كه اين شخصيت بزرگ دارد، به گفتگوى ماها و به سنجش بشرى در نمى‏آيد.

كسى كه انسان كامل است و مظهر جميع اسماء و صفات حق تعالى است، ابعادش به حسب اسماء حق تعالى بايد هزار تا باشد و ما از عهده بيان حتى يكى‏اش نمى‏توانيم برآييم.

اين شخصيت كه جامع تضاد است، امور متضاده در او جمع است، كسى نمى‏تواند در حول و حوش او سخن بگويد؛ از اين جهت، من در اين موضوع بهتر مى‏دانم كه ساكت باشم. لكن مسئله‏اى را كه بهتر است ما بگوييم، انحرافاتى است كه براى ملتها و خصوصاً، براى شيعيان اين حضرت پيش آمده است در طول تاريخ و دستهايى كه اين انحرافات را از اول به وجود آورده‏اند و توطئه‏هايى كه بوده است در طول تاريخ و اخيراً در اين سالهاى اخير، سده‏هاى اخير پيش آمده است، آنها را عرض‏ كنم.

مسئله غدير، مسئله‏اى نيست كه بنفسه براى حضرت امير يك مسئله‏اى پيش بياورد، حضرت امير مسئله غدير را ايجاد كرده است. آن وجود شريف كه منبع همه جهات بوده است، موجب اين شده است كه غدير پيش بيايد. غدير براى ايشان ارزش ندارد؛ آن كه ارزش دارد خود حضرت است كه دنبال آن ارزش، غدير آمده است. خداى تبارك و تعالى كه ملاحظه فرموده است كه در [میان] بشر بعد از رسول اللَّه كسى نيست كه بتواند عدالت را به آن طورى كه بايد انجام بدهد، آن طورى كه دلخواه است انجام بدهد مأمور مى‏كند رسول اللَّه را كه اين شخص[امام علی] را كه قدرت اين معنا را دارد كه عدالت را به تمام معنا در جامعه ايجاد كند و يك حكومت الهى داشته باشد، اين را نصب كن.

نصب حضرت امير به خلافت اين طور نيست كه از مقامات معنوى حضرت باشد؛ مقامات معنوى حضرت و مقامات جامع او اين است كه غدير پيدا بشود. و اينكه در روايات ما و از آن زمان تا حالا اين غدير را آن قدر ازش تجليل كرده‏اند، نه از باب اينكه حكومت يك مسئله‏اى است، حكومت آن است كه حضرت امير به ابن عباس مى‏گويد كه "به قدر اين كفش بى‏قيمت هم پيش من [ارزشمند] نيست" آنكه هست اقامه عدل است.

آن چيزى كه حضرت امير- سلام اللَّه عليه- و اولاد او مى‏توانستند در صورتى كه فرصت بهشان بدهند، اقامه عدل را به آن طورى كه خداى تبارك و تعالى رضا دارد انجام بدهند، اينها هستند، لكن فرصت نيافتند.

0-Noorozahra-238

هدف از زنده نگه داشتن عيد غدیر

زنده نگه داشتن اين عيد [غدیر] نه براى اين است كه چراغانى بشود و قصيده‏خوانى بشود و مداحى بشود، اينها خوب است، اما مسأله اين نيست. مسأله اين است كه به ما ياد بدهند كه چطور بايد تبعيت كنيم، به ما ياد بدهند كه غدير منحصر به آن زمان نيست، غدير در همه اعصار بايد باشد و روشى كه حضرت امير در اين حكومت پيش گرفته است بايد روش ملتها و دست‏اندركاران باشد.

قضيه غدير، قضيه جعل[برقراری] حكومت است، اين است كه قابل نصب است و الّا مقامات معنوى قابل نصب نيست يك چيزى نيست كه با نصب آن‏ مقام پيدا بشود؛ لكن آن مقامات معنوى كه بوده است و آن جامعيتى كه براى آن بزرگوار بوده است، اسباب اين شده است كه او را به حكومت نصب كنند. و لهذا، مى‏بينيم كه در عرض صوم و صلاة و امثال اينها مى‏آورد و ولايت مجرى اينهاست.

ولايتى كه در حديث غدير است به معناى حكومت است، نه به معناى مقام معنوى. و حضرت امير را همان طورى كه من راجع به قرآن عرض كردم كه قرآن- در روايات است اين- نازل شده است به منازل مختلف، كلياتش سبع و الى سبعين و الى زيادتر، تا حالا رسيده است به دست ماها به صورت يك مكتوب، حضرت امير هم اين طور است، رسول خدا هم اين طور است. مراحل طى شده است، تنزل پيدا كرده است.

از وجود مطلق تنزل پيدا كرده است، از وجود جامع تنزل پيدا كرده است و آمده است پايين تا رسيده است به عالم طبيعت، در عالم طبيعت اين وجود مقدس و آن وجود مقدس و اولياى بزرگ خدا.

بنا بر اين، اينكه حديث غدير را ما حساب كنيم كه مى‏خواهد يك معنويتى را براى حضرت امير يا يك شأنى براى حضرت امير درست كند نيست. حضرت امير است كه غدير را به وجود آورده است، مقام شامخ اوست كه اسباب اين شده است كه خداى تبارك و تعالى او را حاكم قرار بدهد.

حكومت عدل، ضامن اجراى احكام اسلام‏

مسأله، مسئله حكومت است، مسأله، مسئله سياست است، حكومتْ عِدْلِ سياست است، تمام [به] معناى سياست است. خداى تبارك و تعالى اين حكومت را و اين سياست را امر كرد كه پيغمبر به حضرت امير واگذار كنند، چنانچه خود رسول خدا سياست داشت و حكومت بدون سياست ممكن نيست.

اين سياست و اين حكومتى كه عجين با سياست است، در روز عيد غدير براى حضرت امير ثابت شد [یعنی به او سپرده شد]. اينكه در روايات هست كه " بُنِىَ الاسلامُ عَلى‏ خَمْس" ، اين ولايت، ولايت كلى امامت نيست. آن امامتى كه هيچ عملى‏ مقبول نيست، قبول نمى‏شود، الّا به اعتقاد به امامت، اين معنايش اين حكومت نيست.

خوب، ما بسيارى از ائمه‏مان حكومت نداشتند. ما الآن معتقديم كه حضرت امير در يك برهه از زمان به حكومت رسيد، حضرت امام حسن هم يك مدت بسيار بسيار كمى به حكومت رسيد، باقى ائمه حكومت نداشتند. آنكه خداى تبارك و تعالى جعل كرد و دنبالش هم براى ائمه هدى‏ جعل شده است، حكومت است؛ لكن نگذاشتند كه اين حكومت ثمر پيدا بكند. بنا بر اين، حكومت را خدا جعل كرده است براى حضرت امير- سلام اللَّه عليه- اين حكومت يعنى سياست، يعنى عجين با سياست.

از اعوجاجهايى كه پيدا شده است مع الأسف، اين است كه، يعنى اعوجاج زياد پيدا شده اما بزرگترينش اين است كه دستهايى از زمان سابق از زمان خلفاى اموى و خلفاى عباسى- عليهم لعنة اللَّه- از آن زمان دستهايى پيدا شده است كه بگويند كه دين على حده از مسائل است و سياست على حده از حكومت است. هر چه طرف پايين آمده است، اين قوت گرفته است تا وقتى بازيگرهاى دنيا كه ديدند بايد دين را يك چيز تعبدى قرار داد.

اين بازيگرها آمدند و اين طور كردند كه ماها هم باورمان آمده بود كه دين چكار دارد به سياست، سياست مال امپراتورها. اين معنايش اين است كه تخطئه كنيم خدا را و رسول خدا را و اميرالمؤمنين را، براى اينكه حكومت سياست است، حكومت كه دعا خواندن نيست، حكومت كه نماز نيست، حكومت روزه نيست. حكومت، حكومت عدل، اسباب اين مى‏شود كه اينها اقامه بشود، اما خود حكومت يك دستگاه سياسى است. آن كه مى‏گويد دين از سياست جداست، تكذيب خدا را كرده است، تكذيب رسول خدا را كرده است، تكذيب ائمه هدى‏ را كرده است.

1382723418175602

و اينكه اين قدر صداى غدير بلند شده است و اين قدر براى غدير ارج قائل شده‏اند- و ارج هم دارد- براى اين است كه با اقامه ولايت يعنى با رسيدن حكومت به دست صاحب حق، همه اين مسائل حل مى‏شود، همه انحرافات از بين مى‏رود. اگر حكومت عدل بپا شود، اگر گذاشته بودند كه حضرت امير- سلام اللَّه عليه- حكومتى را كه مى‏خواهد بپا كند، تمام انحرافات از بين مى‏رفت و محيط يك محيط صحيح و سالم‏ مى‏شد كه آن وقت مجال براى همه اشخاص كه داراى افكار هستند، عرفا كه داراى افكار هستند، حكما كه داراى افكار هستند، فقها، همه براى آنها مجال هم پيدا بشود.

از اين جهت، اسلام بُنِىَ عَلى‏ خَمْس، نه معنايش آن است كه ولايت در عرض اين است، ولايت اصلش مسئله حكومت است، حكومت هم اين طورى است، حكومت حتى از فروع هم نيست.

آن چيزى كه براى ائمه ما قبل از غدير و قبل از همه چيزها بوده است، اين يك مقامى است كه مقام ولايت كلى است كه آن امامت است كه در روايت هست كه "الْحَسَنُ وَ الْحُسَين امامان قاماً اوْ قَعَداً " وقتى قعد است كه امام نيست. امام به معناى حكومت نيست، آن يك امام ديگرى است و آن مسئله ديگرى است.

آن مسأله، مسئله‏اى است كه اگر او را كسى قبول نداشته باشد اگر آن ولايت كلى را قبول نداشته باشد، اگر تمام نمازها را مطابق با همين قواعد اسلامى شيعه هم بجا بياوريد باطل است، اين غير حكومت است آن در عرض اينها نيست، آن از اصول مذهب است، آنى است كه اعتقاد به او لازم است و از اصول مذهب است. و انحرافى كه پيدا شده است- علاوه بر همه انحرافات- همين انحراف است كه ما باور كرديم كه سياست به ما چه ربط دارد.

غدير آمده است كه بفهماند كه سياست به همه مربوط است، در هر عصرى بايد حكومتى باشد با سياست، منتها سياست عادلانه كه بتواند به واسطه آن سياست اقامه صلاة كند، اقامه صوم كند، اقامه حج كند، اقامه همه معارف را بكند و راه را باز بگذارد براى اينكه صاحب افكار، يعنى آرام كند كه صاحب افكار، افكارشان را با دلگرمى و با آرامش ارائه بدهند.

بنا بر اين، اين طور نيست كه ما خيال كنيم كه ولايتى كه در اينجا مى‏گويند، آن امامت است و امامت هم در عرض فروع دين است، نخير؛ اين ولايت عبارت از حكومت است، حكومت مجرى اينهاست، در عرض هم به آن معنا نيست، مجرى اين مسائل ديگر است. اين انحرافات خيلى زياد است، نمى‏شود همه‏اش را احصاء كرد...

ايجاد انحرافات و غفلت بعد از غدير خم‏

در هر صورت انحرافاتى كه بعد از غدير خم پيدا شد و ماها هم غفلت كرديم- همه نه- بسيارى از ماها، اكثريت شايد غفلت كردند و ما را كناره گير كردند، نگذاشتند كه در امور مسلمين دخالت بكنيم، اسباب اين گرفتاريهايى شده است كه الآن در سرتاسر كشورهاى اسلامى داريم مى‏بينيم، در همه جا اين مسائل هست. باور كردند علماى اهل سنت به اينكه اطاعت از هر قلدرى بايد كرد، اين هم به دست اشخاص قلدر پيدا شده است.

امكان دارد يك همچو چيزى كه پيغمبر اسلام احكام بفرستد و بگويد از آتاتورك كه احكام ما را محو مى‏كند اطاعت كنيد؟! اين را كدام عقل مى‏پذيرد؟ پيغمبر اسلام احكام بفرستد، خداى تبارك و تعالى احكام بفرستد بگويد كه نماز بخوانيد، بعدش هم بگويد اطاعت كنيد از آتاتورك كه مى‏گويد نماز نخوانيد! از كدام بشنويم، از خدا يا از آتاتورك؟! اين را چه عقلى باور مى‏كند؟ آن اولوالامرى كه در قرآن وارد شده است، واضح است كه كسى است كه تِلو [دنبال] ... رسول خدا هست اولوالامر، او بايد يك همچو صفاتى داشته باشد.

معقول نيست كه خداى تبارك و تعالى مردم را وادار كند كه از رضاخان كه همه جهات شرعى و اسلامى را كنار مى‏گذاشت، شما اطاعت كنيد؛ دين بفرستد بعد بگويد از كسى كه لا دين است اطاعت كنيد؛ يعنى، شما هم لا دين بشويد، مى‏شود اين؟! اين انحرافاتى است كه پيدا شده است و مع الأسف، دستهاى قوى‏اى اين انحرافات را ايجاد كردند و ما و ديگران در حال غفلت هستيم. از انحرافات زيادى كه دستهاى قوى دشمنهاى اسلام دست در آن داشتند، همين اختلافاتى است كه بين طوايف مختلف هست...

[[منبع کتاب صحيفه امام- جلد ‏20]]  

نصب امام علی(ع) ادامه راه انبیاء 

امروز كه روز عيد غدير است و از بزرگترين اعياد مذهبى است، اين عيد، عيدى است كه مال مستضعفان است، عيد محرومان است، عيد مظلومان جهان است، عيدى است كه خداى تبارك و تعالى به وسيله رسول اكرم- صلى اللَّه عليه و آله و سلم- براى اجراى مقاصد الهى و ادامه تبليغات و ادامه راه انبيا، حضرت امير- سلام الله عليه- را منصوب فرمودند.

بايد ما تأسف بخوريم از اين كه نگذاشتند دست‏هاى خائن، براى جنگ‏هايى كه در زمان تصدى ايشان به امور بود، آن جنگ‏ها و جنگ‏افروزها نگذاشتند كه چهره اين مرد بزرگ [امام علی- ع] در ابعاد مختلفى كه دارد نمايان بشود.

ابعاد ناگفته شخصیت امام علی(ع)

اين بزرگوار شخصيتى است كه داراى ابعاد بسيار است و مظهر اسم جمع الهى است كه داراى تمام اسماء و صفات است. تمام اسماء و صفات الهى در ظهور و در بروز در دنيا و در عالم، با واسطه رسول اكرم در اين شخصيت ظهور كرده است. و ابعادى كه از او مخفى است، بيشتر از آن ابعادى است كه از او ظاهر است. همين ابعادى هم كه دست بشر به آن رسيده است و مى‏رسد، در يك مردى، در يك شخصيتى جمع شده است، جهات متناقض، جهات متضاد.

انسانى كه در حالِ اين كه زاهد و بزرگترين زاهد است، جنگجو و بزرگترين جنگجوست در دفاع از اسلام. اينها در افراد عادى جمع نمى‏شود، آن كه زاهد است، به حسب افراد عادى، جنگجو نيست، آن كه جنگجوست زاهد نيست.

در عين حالى كه در معيشت آن طور زهد مى‏كردند و آن طور در خوراك و در آن طور چيزها به حد اقل قناعت مى‏كردند، قدرت بازو داشتند، آن قدرت بازو را، و اين هم جزء امورى است كه جمعش، جمع متضادين است. در عين حالى كه داراى علوم متعدده و داراى علوم معنويه و روحانيه و ساير علوم اسلامى است، در عين حال مى‏بينيم كه در هر رشته‏اى، مردمى كه اهل آن رشته‏اند او را از خودشان مى‏دانند، پهلوان‏ها حضرت امير را از خودشان مى‏دانند، فلاسفه حضرت امير را از خودشان مى‏دانند، عرفا حضرت امير را از خودشان مى‏دانند، فقها حضرت امير را از خودشان مى‏دانند، هر قشرى كه اهل يك رشته است، حضرت امير را از خودش مى‏داند. و حضرت امير از همه است، داراى همه اوصاف است و داراى همه كمالات.

soalcity 2595

بعضى از كمالات حضرت امیر

بعضى كمالات حضرت كه شايد يك قدرى مخفى مانده باشد از ادعيه حضرت معلوم مى‏شود. دعاى كميل يك دعاى عجيبى است، بسيار عجيب. بعض فقرات دعاى كميل از بشر عادى نمى‏تواند صادر بشود. إِلهى‏ وَ سَيِّدى‏ وَ مَولاىَ و ربي صَبَرْتُ عَلى‏ عَذابِكَ فَكَيْفَ اصْبِرُ عَلى‏ فِراقِكَ - (ای خدای من! و ای آقای من!، و مولا و پروردگارم! گیرم که صبر کنم بر عذابت ، اما چگونه بر فراق و دوری تو صبر کنم؟)- كى مى‏تواند اين طور بگويد؟ كى اين طور عشق به جمال خدا دارد كه از جهنم نمى‏ترسد لكن مى‏ترسد كه وقتى در جهنم برود، نازل شده از مقام خودش و به مرتبه‏اى برسد كه محروم بشود از عشق او؟ از فراق، حضرت امير مى‏نالد، از فراق حضرتِ حق تعالى ناله مى‏زند. اين عشقى است كه در باطن قلب او گداخته شده هميشه، و تمام اعمالى كه از او صادر مى‏شود، از اين عشق صادر مى‏شود، از اين عشق به خدا صادر مى‏شود.

ارزش اعمال روى اين عشق و محبتى است كه به حق تعالى هست، روى اين فنا و توحيدى است كه در انسان هست، و اين سبب شده است كه ضَرْبَةُ عَليٍّ يَوْمَ الْخَنْدَق افْضَلُ مِنْ عِبادَةِ الثَّقَلَين. فرضاً كه اين ضربت را كس ديگر از دفاع اسلام زده بود اما از روى اين عشق نبود، كارش هم اسباب اين شده بود كه اسلام ترويج پيدا كند، لكن چون مبدأ، مبدأ عشقى نبود، «افضل من عبادة ثقلين» نخواهد شد. انگيزه اعمال، انگيزه روحانيت اوست نه صورت او .

شمشير زدن، يك دست پايين آوردن است و يك كافر را كشتن، اين دست پايين آوردن و كافر را كشتن، از خيلى اشخاص ممكن است صادر بشود، لكن گاهى اصلًا اجر ندارد و اصلًا فضيلت ندارد و گاهى فضيلت دارد تا برسد به آن جايى كه افْضَلُ مِنْ عِبادَةِ الثَّقَلَيْن.

اين روى آن عشق و توحيدى است كه در قلب او هست، روى آن است كه دست، دست او نيست، چشم، چشم او نيست، يد اللَّه است، عين اللَّه است. اينها را ما با لَقْلَقه لسان مى‏گوييم و نمى‏توانيم تصورش را بكنيم، البته تصديقش كرديم به اين كه اين طور است، اما تصورش را نمى‏توانيم بكنيم كه چه جور است وضعيت.

پيروان على(ع) اهل سعادتند

آنهايى كه شيعه اين مرد بزرگ هستند البته نمى‏توانند مثل او باشند، خود ايشان هم فرمود شما قدرت اين را نداريد، حتى قدرت همين زهد ظاهريش را، چه برسد به معنوياتش، لكن نبايد ما گمان كنيم كه ما شيعه امير المؤمنين- سلام اللَّه عليه- هستيم. و خود او در دعاى كميل و ساير ادعيه‏هايش و در روشش آن طور خوف از خدا داشت، و آن طور از عاقبت مى‏ترسيد كه منعكس شده است اين در دعاى كميل و در حالات او و ما اصلًا دنبال اين مسائل نباشيم و بگوييم ما شيعه هستيم. آن طور بسط عدالت، اگر موفق‏ شده بود، كرده بود كه الگو شده بود براى همه حكومت‏هاى عالم، نگذاشتند.

ما بگوييم شيعه هستيم و خداى نخواسته ظلم بكنيم، نمى‏شود اين. اگر در روايات فرموده‏اند كه پيروان على، اهل سعادتند، بايد ما ببينيم ما پيرو هستيم يا نيستيم؟ ما به وظايفمان، حتى به همان وظايف صورى‏مان عمل مى‏كنيم يا نمى‏كنيم؟ ما در اين جمهورى اسلامى چه كرديم و چه مى‏خواهيم بكنيم؟ و با ما چه كردند و چه خواهند كرد؟ شما ملت عزيز با قدرت خودتان، با ايمان خودتان، با تحولى كه درتان واقع شد، دست تبهكاران را در داخل و دست غارتگران را كه از خارج دراز شده بود قطع كرديد.

شما يك حكومت طاغوتى را برداشتيد و به جاى او يك حكومت اسلامى گذاشتيد. شمايى كه اين كار را كرديد بايد دنبالش باشيد تا نگهش داريد، نمى‏شود كه انسان يك كارى بكند و نيمه كاره رهايش كند.

 امروز كه اسلام و جمهورى اسلامى در دست شما و ما و همه ملت ايران امانت است، اگر چنانچه خلاف بكنيم، خلاف مصالح جمهورى اسلامى بكنيم، خلاف مصالح اسلام بكنيم، به اين امانت خيانت كرديم، و در پيشگاه مقدس حق تعالى مجرم و خائن هستيم. خيانت همه‏اش اين نيست كه منافقين مى‏كنند، آنها هم يك قسمش است. خيانت آن نيست كه صدام مى‏كند، آن هم يك قسمش است.

آنهايى كه در داخل با اسم‏هاى مختلف ضربه مى‏خواهند بزنند به اسلام و با اسم امور مختلفه‏اى به حكومت اسلامى مى‏خواهند ضربه بزنند، اينها هم خيانت كردند. گاهى خيانت اينها راه را باز مى‏كند براى اين كه آنهايى كه مثل صدام و منافقين هستند راهشان باز بشود و خيانت بالاتر را بكنند.

ما كه مى‏گوييم كه مسلمان هستيم، شيعه على بن ابى طالب هستيم، بايد ببينيم كه شيوه على بن ابي طالب چى بود. همين على بن ابي طالب كه رسول خدا او را به جاى خودش نصب كرد، بيست و چند سال براى مصالح اسلامى، موافقت كرد با اشخاصى كه به عقيده او غاصب مقام بودند، براى اين كه مصالح اسلام اقتضا مى‏كرد. اگر حضرت آن وقت مى‏خواست معارضه بكند، اسلام در خطر بود.

مايى كه مى‏گوييم مسلمان هستيم، بايد مصالح اسلام را در نظر بگيريم، نه مصالح شخصى خودمان را. بايد ببينيم كه امروز ضربه زدن به مجلس شوراى اسلامى، ضربه زدن به شوراى نگهبان، ضربه زدن به‏ رئيس جمهور، ضربه زدن به دولت اسلامى، اين مى‏سازد با شيعه بودن با على بن ابي طالب؟... [[منبع کتاب صحيفه امام- جلد ‏19]]  

تهیه و تنظیم : غلامرضا خارکوهی - تاریخنگار انقلاب  اسلامی

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری گلستان ما در وب سایت منتشر خواهد شد

پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد

© کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب گلستان ما با ذکر منبع امکان پذیر است.