عکاسی که در تمام روزهای جنگ، هیچگاه تهران را ترک نکرد و فقط با عشق به ایران تمام وقت در کنار امدادگران و در پایگاه های امدادی به صورت شبانه روزی حضور داشت.
به گزارش سرویس اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «گلستان ما» ؛ در تاریخ تلخ و شکوهمند ایران، کسانی بودهاند که اسلحه در دست نگرفتند، اما به اندازهٔ یک گردان رزمنده، جبهه نگه داشتند. نه با فشنگ، که با قاب و کلمه. عکاسان و خبرنگاران بحران، سربازان بیسلاحی هستند که در خونبارترین لحظات، دست از شاتر برنمیدارند. در روزهایی که بمب میبارد و آوار فرو میریزد، درست وقتی که همه به دنبال پناهگاه میگردند، این قهرمانان بینشان بیمحابا به دل حادثه میزنند نه از سر ماجراجویی، که از سر مسئولیت. برای همین سوژه امروز ما یکی از همین عکاسان است، قهرمان گمنامی که در تمام روز های جنگ تحمیلی سوم لحظه ای میدان را خالی نکرد.

وقتی خیابانهای تهران در آن روزهای تلخ و آتشین، هدف حملات هوایی و موشکی بیامان آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار گرفت، فائزه کابلی از همان لحظه اول، در تهران ماند. نه به عنوان یک نیروی مأمور، نه با حقوق و مزایا ، بلکه به عنوان یک دختر عکاس با جلیقه امدادی و دلی که نمی گذاشت صحنه را ترک کند.
خانم فائزه کابلی در تمام روزهای جنگ، منطقه به منطقه، کوچه به کوچه، در پایتخت دوید تا رشادت امدادگران هلالاحمر و آتش نشانی را ثبت کند. او نه تنها عکاس، که چشم راستگوی آن روزهای تهران بود.

یکی از مناطقی که در جریان یک حمله هوایی سنگین هدف قرار گرفت، خیابان ملکالشعرا بود. ساختمانهای مسکونی فروریخته بود و امدادگران با دستان خونین، زیر آوار دنبال زندهها میگشتند. فائزه کابلی بدون فوت وقت خود را به آنجا رساند.
شاهدان میگویند: «خانم عکاس با جلیقه امدادی و دوربینش آنقدر به ما نزدیک بود که فکر میکردیم خودش امدادگر است. ما به دنبال خروج از محل اصابت بودیم در حالی که او دوربینش رو بالا گرفت و از امدادگری که داشت بچهای رو از زیر آوار بیرون میکشید، عکس گرفت. ذرهای نترسید.»

در یکی دیگر از روزهای پرآشوب جنگ، کنیسه بزرگ مهر تهران که مورد اصابت موشک قرار گرفته بود. انفجار نزدیک باعث شد جمعیتی از شهروندان یهودی و مسلمان مورد آسیب قرار بگیرند. امدادگران هلالاحمر و آتشنشانی برای کمک به مجروحان و آوارگان وارد عمل شدند.

فائزه کابلی آنجا بود. او با دوربینش صحنههایی ثبت کرد که کمتر دیده شده: امدادگری که روی پلههای کنیسه، سر کودکی یهودی را پانسمان میکند؛ پیرمردی با که با امدادگر چادری همکلام شده؛ و زنی که بدون توجه به دین و مذهب، آب به دست پناهندگان میدهد.

فائزه کابلی در تمام روزهای جنگ، هیچگاه تهران را ترک نکرد. او از ملکالشعرا به کنیسه بزرگ مهر دوید، از کنیسه به خیابان فردوسی، و از آنجا به خانههای درگیر در جنوب و شرق پایتخت. بدون مأموریت، بدون حقوق، فقط با عشق به ایران تمام وقت در کنار امدادگران و در پایگاه های امدادی به صورت شبانه روزی حضور داشت.

تصاویر این عکاس سند افتخار یک زن ایرانی است که در سختترین لحظات تاریخی، در خط مقدم ایستاد./نبض تولید
انتهای خبر/
© کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب گلستان ما با ذکر منبع امکان پذیر است.
نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری گلستان ما در وب سایت منتشر خواهد شد
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد