1393-07-24 05:57
1750
0
4341
پای صحبت جوان نابینا و موفق گنبدی:

۷۰ درصد موفقیتم تلاش خودم است/ الگوی من تمام آدم های موفق دورو برم هستند

امروز به نام افرادی بود که در عین نداشتن نعمت دیدن پویایی و نشاط را به جویبار زندگی فرامی خوانند و با امیدی که در زندگی دارند نشانه های بزرگی خالق را یادآور می شوند نشانه هایی که توانستن را در وجود آدمی تقویت می کند.

به گزارش گلستان ما به نقل از قابوس نامه ، محمد میرقاسمی متولد ۱۳۷۴ است . می گوید مادرزادی مشکل بینایی داشتم اما نابینای مطلق نبودم و تا پنجم ابتدایی را در مدرسه کودکان استثنایی باهنر شهرستان گنبد درس خواندم.

او می افزاید کودک بودم و قبول نمی کردم که مشکل بینایی دارم برای همین عدم رعایت باعث شد بینایی من کم و کمتر شود. و عمل جراحی که روی چشمانم انجام شد هم باعث شد دیگر نبینم البته کسی که چشمش مشکل دارد باید این انتظار را داشته باشد و بالاخره این اتفاق برای من هم می افتاد.
میرقاسمی ادامه می دهد چشمان من آب مروارید دارد و پزشکان می گویند هر وقت برسد آن را عمل می کنند و با این عمل چشمان من نیمه بینا می شود .در حالیکه می خندد می گوید شده ام مانند اخراجی ها که می گفتند بنشینید تا توفیقتان برسد.

می پرسم در بین بچه های هم سن و سال  بینای خود با مشکلی مواجه نبودید؟ پاسخ می دهد من در بین بچه های بینا درس نخوانده ام در مدرسه ای که می رفتم همه دارای مشکل ذهنی بودند و فقط یکی دو نفر هوش طبیعی داشتند اما دوره های رایانه را در بین بچه های بینا گذراندم و هیچ مشکلی نداشتم.

او در پاسخ به این سوال من که از چه وسیله هایی برای یادگیری استفاده می کنید می گوید: وقتی در گنبد درس می خواندم امکانات کم بود و فقط کتاب داشتیم اما بعدها که در مدرسه شهید محبی در تهران درس می خواندم از دستگاه ظبط صوت ، انواع پلیرها  و از  فایل های صوتی با کامپیوتر استفاده می کردم .

او اذعان می کند کتاب را دوست دارد ولی بیشتر به کتابهای رمان گویا گوش می دهد چرا که حوصله خواندن ندارد.

او که به تازگی در مقطع روانشناسی کودکان استثنایی در دانشگاه فردوسی قبول شده است ادامه می دهد: من حرف کسی که می گوید با خدا باشی یا نباشی فرقی ندارد را قبول ندارم و من به این رسیده ام که اگر خدا شرایط را فراهم نکند هیچ کس نمی تواند پیشرفت کند و این مائیم که باید از این شرایط استفاده کنیم و مسئله دیگر امید به آینده است و من به آینده امیدوارم.

او از کارهایی می گوید که می توان برای نابینایان انجام داد اما معتقد است باید قبل از هر چیز نابینا را فهمید  این جوان ۱۹ ساله اضافه می کند: برای فهمیدن یک نابینا باید از بچگی آن گفت و شنید تا بزرگسالی آن را درک کرد. اینجا در گنبد مدرسه ای در مقطع دبیرستان برای افراد نابینا نداریم و باید بین بیناها درس بخوانند و درگیر مربی رابط شوند که اصلا خوب نیست و گاها باعث می شود با ترحم همراه شود که نتیجه آن گذراندن سالهای تحصیلی بدون داشتن بار علمی است. مسئله دیگر عدم توجه بهزیستی است که کار خاصی برای این افراد نمی کند.

میرقاسمی که علاقه زیادی به نرم افزار های کامپیوتر و گوشی دارد در این زمینه بطور تخصصی کار می کند و به گفته خودش در آمد هم دارد او می گوید من کلا معتقدم انسان اگر چیزی یاد دارد باید ذکاتش را بدهد و باید باری از دوش کسی که نمی داند بردارد برای همین زیاد بر جنبه مادی آن تکیه نمی کنم و معمولا خدمات کامپوتری مثل نصب ویندوز و دیگر خدمات را با هزینه ای کم که معمولا نصف قیمت بیرون است انجام می دهم اما بخاطر نابینا بودن من خیلی کم اعتماد می کنند ولی من به کار خود وارد هستم و مدرک مهارت های ۷ گانه کامپیوتر را هم از فنی و حرفه ای گرفته ام.

IMG_0221

IMG_0223

محمد میرقاسمی تدریس هم می کند  خودش می گوید: از سال اول دبیرستان آموختن علمی را که دارم شروع کردم و آموزش کلی گوشی و کامپیوتر را بصورت فایل صوتی ضبط کردم و برای بچه های کرمانشاه فرستادم و از پیش دانشگاهی هم در روز های آخر هفته که تعطیل بودم در مدرسه شهید محبی برای نابینایان کامپیوتر تدریس می کردم الان هم چون در لیست نیمه دومی های دانشگاه هستم تا شروع دانشگاه قرار است بصورت قراردادی تدریس را در این مدرسه انجام دهم و در کنار آن مشکلات کامپیوتری و گوشی بچه ها و مدرسه را برطرف کنم.

او در خصوص روشندل خواندن نابینایان می گوید این تعبیر اشتباه است و روشندل یعنی کسی که با چشم دل می بیند و هر کسی می تواند روشندل باشد چه نابینا و چه بینا و چه بسا هستند افراد بینایی که بیشتر از نابینایان با چشم قلب خود می بینند و به چیز هایی که با چشم سر می بینند توجهی نمی کنند.

این جوان نابینا به نمایش های رادیویی و ورزش رزمی نیز علاقه دارد ولی زیاد اهل ورزش نیست ، راندن ماشین و موتور و دوچرخه سواری نیز از آرزوهایش بوده و می گوید انسان در هر دوره ای آرزویی دارد و امروز فقط یک آرزو مشترک از آن سالها و امروز برایم باقی مانده آرزویی که چندین سال است با من است آرزویی که یک روز مهندس برق شوم  ولی نمی شوم یعنی برای یک نابینا این امکان وجود ندارد!

IMG_0225

اعتماد به نفس بالای او من را شگفت زده می کند او می گوید ۷۰ درصد موفقیتم تلاش خودم است و خانواده ۳۰ درصد و ادامه می دهد ۷ سال در تهران به تنهایی تحصیل کردم روزهای سختی بود و همیشه برای خانواده بی تاب بودم و مادرم به بهانه های مختلف باعث می شد که من این دوری را تحمل کنم.

البته علاوه بر خانواده، عموی من هم که در تهران بود پشتیبان من بود و اگر او نبود شاید نمی توانستم در تهران دوام بیاورم.

وقتی از او می پرسم الگوی محمد میرقاسمی در زندگی کیست پاسخ می دهد: الگوی من تمام آدم های موفق دورو برم هستند هر کسی که حتی ذره ای از من بیشتر بداند تا زمانیکه به آن برسم الگوی من می شود البته در کنار یک الگوی اصلی مثلا در کامپیوتر من هرگز به پایان یادگیری فکر نمی کنم و هر لحظه و هر آن امکان یادگیری هست و سعی می کنم از هر چیزی در زندگی عبرت بگیرم.

او انتظارش از جامعه را اینگونه شرح می دهد : به نظر من یک نابینا خودش باید خوب باشد بعد از جامعه انتظار داشته باشد قدمی برایش بردارد .اگر من برخورد خوبی نداشته باشم از بینا نمی توانم انتظار داشته باشم که برخورد خوبی با من داشته باشد.

اما انتظارات کلی هر نابینا این است که که رسانه های معتبر بیشتر در خصوص نابینایان برنامه داشته باشند و آنها را معرفی کنند تا هم الگویی برای بقیه نابینایان که انگیزه ندارند و نابینایی را یک ضعف می دانند باشد و هم الگویی برای بینایانی که بیکار هستند و قدر بینایی خود را نمی دانند البته  تقصیر کسی نیست اگر فرهنگ ما بعضی رفتارها را به ما تحمیل می کند برمی گردد به اینکه متاسفانه فرهنگ ما با ماهواره بروز می شود و در این فرهنگ این قبیل کارها جای کمتری دارد.

این جوان موفق نابینا سخنانش را با یک گله ادامه می دهد و اضافه می کند : معمولا هر جا از نابینا صحبت می شود پشتش یک ترحم است ولی لیاقت ما ترحم نیست و نباید فقط دست روی افراد نابینا که ضعیف هستند گذاشت و نابینا را یک قشر ضعیف که نیاز به ترحم دارد معرفی کرد در سطح کشور کسانی را داریم که علی رغم نابینا بودن افراد برجسته ای هستند مانند علی صابری که یک وکیل مطرح هستند.

او تنها فرق خود با بینا ها را ندیدن می داند و می گوید یکی از دلایلی که من این مصاحبه را انجام دادم این است که صدای خیلی ها را به گوش همه برسانم اینکه من فرقی با یک بینا ندارم و چرا افراد فقط برای سوء استفاده سراغ ما می آیند ما فقط یک فرق داریم آن هم ندیدن است همین!

محمد میرقاسمی به دوستان نابینای خود می گوید نابینایی و هر معلولیت دیگری شاید کارها را سخت تر کند و باعث کم شدن سرعت شود ولی باعث توقف نیست و در پایان نیز به عنوان سخن آخر به افرادی که می توانند ببینند یادآور می شود نابینا یک موجود فضایی نیست که با دیگران فرق داشته باشد فقط به واسطه معلولیت سعی می کند از توانایی های دیگری که دارد بیشتر استفاده کند.و الا توانایی همه یکسان است اما برخی به توانائیهای خود فکر می کنند و به آن می رسند ولی بعضی دیگر چون می بینند درگیر چیزهایی که می بینند هستند.
از او تشکر می کنم و برای او آرزوی موفقیت می کنم.

انتهای پیام/

نظرات

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری گلستان ما در وب سایت منتشر خواهد شد

پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد

© کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب گلستان ما با ذکر منبع امکان پذیر است.